{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
رشته
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[توسط مترجم]
[روانشناسی و پزشکی]
field
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
field
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
field
۰
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی کامپیوتر]
sequence
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
major
۰
۰
[Sharif Thesis]
[... عمومی ...]
REVERBREVERB Sequence
۰
۰
[AIDic]
[... عمومی ...]
string
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Fach
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Thread
۰
۰
[توسط مترجم]
[صنایع غذایی]
major
معنی رشته, معنی رشته, معنی caتi, معنی اصطلاح رشته, معادل رشته, رشته چی میشه؟, رشته یعنی چی؟, رشته synonym, رشته definition,
معنی prevalence
,
معنی 5.2.1 Comptroller and Auditor General
,
ترجمه 5.2.1 Comptroller and Auditor General
به فارسی,
معنی بحرانهای شخصیت
,
ترجمه بحرانهای شخصیت
به انگلیسی,
معنی دایره، حیطه، پرگار، قطب نما (.n &.iv &.tv &.vda &.jda) تدبیر کردن، نقشه کشیدن اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزی راکامل نمودن باقطب نماتعیین، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن فهمیدن، درک کردن، گرد، مدور (.n) حدود وثغور، حوزه
,
ترجمه دایره، حیطه، پرگار، قطب نما (.n &.iv &.tv &.vda &.jda) تدبیر کردن، نقشه کشیدن اختراع کردن، دور زدن، مدار چیزی راکامل نمودن باقطب نماتعیین، جهت کردن، محصور کردن، محدود کردن فهمیدن، درک کردن، گرد، مدور (.n) حدود وثغور، حوزه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی